بسم الله الرحمن الرحیم

برداشت اول – معرفی مکس راکاتانسکی(مکس دیوانه)    
آنگونه که از دیالوگ ابتدای فیلم برمی آید و "مکس" ضمن آن خودش را معرفی می کند، مشخص می گردد که شخصیت او یک "پیشگیری کننده یا بازدارنده - Priventor" است! 
درواقع مکس راکاتانسکی آنگونه که خودش اقرار می کند یک پلیس جاده ای بوده است؛
اسم من مکس است...
دنیای من آتش و خون است... 
روزگاری من یک پلیس بودم، یک جنگجوی جاده ای، و در جستجوی هدفی نیک...        
اما در همین سکانس آغازین که درحقیقت نمادی است از مکالمه بین Devil و  Antidevilپس از بازخیزش، "ضدابلیس" از "ابلیس" می پرسد:    
 چرا به مردم آسیب می رسونی!؟      
"ابلیس" پاسخ می دهد:        
به خاطر نفت ای احمق، جنگ نفت! ما برای بنزین آدم می کشیم، آب که جای خود داره! درواقع آب دنیا که تموم بشه جنگ آب شروع میشه!!

خب در ابتدای همین فیلم و درسکانس آغازین مشاهده می کنیم که کارگردان مسئله جنگ آب را بی پرده به میان کشیده است و با توجه به شرایط وخیم زمین در حرکتی سریع و سراسری به سمت برهوت و خشکسالی، احتمال بحران و جنگ آب را در آینده ای نزدیک قریب الوقوع دانسته و به مخاطب هشدار می دهد!  

 

      

اما در خصوص آنچه که در این فیلم به شخصیت آخرالزمانی نسبت داده شده و او را در مقابل کشته شدن و نابودی بشریت، گنهکار میداند باید گفت که درواقع این تخصص ویژه ابلیس ملعون است که حریفش را اصطلاحاً 2 راهه می کند!...
آن ملعون همواره یک فتنه اعظم برپا می کند و سپس آخرالزمانی را برای خاموش کردن آن به چالش می طلبد، حال اگر "آخرالزمانی" مداخله نکند و سکوت اختیار نماید وی را متهم می کند که عدم مداخله اش سبب نابودی و کشتار انسانها شده!!!
اما اگر "آخرالزمانی" برای خاموش نمودن فتنه مداخله نماید، چنانچه براثر مداخله او اتفاقی برای جامعه رخ دهد و خونی از بینی کسی جاری شود، بازهم ابلیس ملعون وی را متهم می کند که تو برای نجات انسانها آمده بودی اما دخالت تو عوض اینکه باعث نجات انسانها بشود سبب نابودی آنها شد!!!
نمونه بارز این موضوع را ما در جریان انقلاب اسلامی ایران بارها و بارها شاهد بوده ایم، از جمله بزرگترین آنها اینست که برخی دیدگاهها مسئولیت خون کشتگان جنگ و انقلاب و منازعات و سایر درگیریها را متوجه حضرت امام(ره) می دانند!
و نمونه کوچکتر آن نیز مداخله دکتر چمران در مسئله اردوگاه های صبرا و شتیلا و همچنین مسئله محاصره شهر پاوه در اوائل انقلاب اسلامی است، که بازهم دراینجا برخی دیدگاهها مسئولیت خون کشته شدگان این وقایع را متوجه او می دانند!
اگرچه باتوجه به شخصیت شناخته شده این افراد کاملاً بدیهیست که آنها هرگز با قصد و نیتی سوء پا به میدان فتنه نگذاشته و جز با هدف خوابانیدن فتنه قصد مداخله نداشته اند اما خب این تخصص ابلیس است که همواره در اذهان عموم تخم سوء برداشت می کارد!
برداشت سوم  – حکومت غیر ارگانیک ها!
به جرات می توان گفت که فیلم "مد مکس" از معدود فیلمهای است که با صراحت و جسارت هرچه تمام تر به موضوع ترکیب ابعاد و ادخال جامعه موجودات ارگانیک و غیرارگانیک اشاره نموده است...

باید گفت گوشه ای از حقیقت موضوع تداخل فیزیکی انسان و جن (علی الخصوص شیاطین)که در آخرالزمان به وقوع می پیوندد در این فیلم به تصویر کشیده شده است!
ما در این فیلم بوضوح می بینیم که این ایمورتون جو (ابلیس) است که برجامعه تسلط داشته و حکومت می کند و درواقع عصر و دوره سلطه غیرارگانیک ها برجامعه انسانی است!
آنها برسر شکار انسان با یکدیگر درگیرند؛
در همان سکانس ابتدای فیلم این موضوع به خوبی نشان داده شده است که چگونه گروهی از غیرارگانیک ها به تعقیب و گریز مکس راکاتانسکی پرداخته و با چه اشتیاق فراوانی درصدد اسیر کردن و به دام انداختن او هستند...و همچنین در سکانسهای دیگری می بینیم که ناکس(NAX) یا همان شیطان بچه نابالغ که بر مکس(MAX) مسلط شده است، چگونه بواسطه دریافت خون از او تغذیه می کند!     

"سید محمد میرسلطانی" در کتاب "جایگاه شیطان" می نویسد:
"زمانیکه شیطان از درگاه الهی رانده شد یکی از درخواستهای او از خداوند این بود که در برابر مزد عباداتش به او و فرزندانش امکان تسلط بر اولاد آدم را بدهد آنچنان که بتوانند در هر نقطه از بدن آنها و حتی در جریان خون آنها نفوذ نمایند!"         

بنابراین باید اذعان داشت که شیاطین ذاتاً درپی شکار انسانها بوده و بقای آنها درگرو تسلط برآدمیان است همانگونه که ارگانیسم طبیعی یک ویروس یا باکتری براین اساس استوار است که برای ادامه حیات درجستجوی میزبان باشد، آنهم یک میزبان سالم!       
ما در فیلم World War Z می بینیم که زامبی ها (یا همان نامیراها) به اشخاصی که بیمار هستند کاری ندارند اما برای آلوده کردن انسانهای سالم سرودست می شکنند!!!   
بعنوان یک جمع بندی می توان گفت که انسانها خواسته یا ناخواسته و دانسته یا نادانسته ازدو راه به شیاطین سواری داده و اجازه تغذیه میدهند؛  

1.یا با انجام فساد (انجام معاصی، گناهان و افعال حرام) آن موجودات پلید را در وجود خویش راه داده و با خود شریک می نمایند!     

2.یا جنگ و خون ریزی به پا می کنند!   

آیه 30 سوره بقره:       
و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفه ای می آفرینم، گفتند: آیا کسی را می آفرینی که درآنجا فساد کند و خونها بریزد!؟

برداشت چهارم  – علامت گذاری و عمق سلطه شیاطین!
گویا حدیثی هست که می گوید؛        

"در آخرالزمان کالائی مبادله نمی گردد مگر آنکه علامت دجال برروی آن حک شده باشد!"
اما به اعتقاد این حقیر در آخرالزمان و در دوره دولت شیاطین و کافران، حتی انسانها نیز از سوی ابلیس ملعون و کارگزارانش به شکل ناپیدا و غیرمحسوس نشانگذاری شده و کنترل می شوند که این موضوع عمق سلطه آنها بر جامعه انسانی را گواه است!   

این سکانس خود به خوبی گویای این واقعیت است:    
در این سکانس می بینیم که غیرارگانیک ها بر پشت تمامی خادمین، کارگزاران و اسرای ایمورتن جو خالکوبی نموده و داغ میزنند، حتی خود فیوریوسا نیز بر پشت گردن خود علامت ایمورتون جو را دارد!
به همین ترتیب آنها پس از دستگیری مکس را کاتانسکی نیز پشت او را خالکوبی علامت گذاری کرده و سپس سعی می کنند تا نشان ایمورتن جو را بر او داغ بزنند، اما مکس از دست آنها می گریزد و اجازه نمی دهد تا داغ شیطان برپشت وی حک شود!!!    این برداشت می تواند استعاره ای باشد از افرادی که در دوره دولت شیطان حاضر به هیچگونه همکاری با او نیستند – چه آگاهانه و چه غیره آگاهانه – و همواره از زیر بار بیگاری و حمالی برای آن ملعون و یارانش می گریزند! 
در عدم متابعت خواص و اولیاالله از دیوان و شیاطین در روایات آمده است؛
زمانیکه "صخرجنی" پادشاهی سلیمانعلیه السلام را غصب کرده و به مدت 40 روز به جایش بر تخت می نشیند، به "آصف ابن برخیا" وزیر سلیمان می گوید:       
"برای من نیز کتابت کن همانگونه که برای سلیمان می کردی!" 
اما آصف در جواب او می گوید: "قلم من برای ظلم و جور به حرکت در نمی آید!"

برداشت پنجم  – ایمورتون جو و فیوریوسا! 
الف _ در این فیلم دختر خوانده "ایمورتون جو" که به "امپراطور فیوریوسا" ملقب است، درواقع انسانی است که تربیت شده مکتب ابلیس و مورد اعتماد اوست!        

با اندکی توجه به موضوع فیلم بوضوح می توان دریافت که فیوریوسا نمادی از ایالات متحده آمریکاست... فرزندخوانده ای که به شدت مورد علاقه ابلیس است و آن ملعون برای دیکته کردن دستوراتش و اجرای مقاصد شومش برروی زمین بسیار به او وابسته بوده و اعتماد کامل دارد!    
اما درفیلم می بینیم که فیوریوسا از اعتماد ایمورتون جو سوء استفاده کرده و همسران و عروسان وی را که از ظلم او خسته شده اند از چنگ او فراری می دهد!!     

ب _ شما اگر در این فیلم دقت کنید متوجه می شوید که پایگاه ایمورتن جو و یارانش در بالا قراردارد و مردمان عادی برروی سطح زمین هستند که این خود می تواند بعنوان استعاره ای از همان لوکیشن شیاطین _سیاره زهره_ تلقی گردد و همچنین تفوق و برتری که شیاطین از موضع برتر بر انسانها داشته و از بالا بر نوع آدمی نظارت و اعمال قدرت می کنند!
تصویر ذیل بیانگر همین سکانس از فیلم است که ایمورتون جو را درحال رصد و دیده بانی فیوریوسا  از مکان بالا نشان میدهد:

...این تصویر باردیگر مرا به یاد آیه 27 سوره اعراف و عکس ذیل می اندازد:


ج _ ایمورتون جو قبل از اعزام فیوریوسا به ماموریت به ایراد نطق و سخنرانی می پردازد که قابل نقد و بررسی است:

ج -1) در ابتدا ایمورتون جو سخنرانی خود را چنین آغاز می کند؛ 
"...من امروز بار دیگر نیروی جنگی خودم را به رهبری امپراطور فیوریوسا فرستادم تا از شهر سوخت بنزین و از شهر گلوله سازی گلوله بیاورند..."    
در اینجا مقصود از "شهر سوخت" همان منابع عظیم و چاه های خاورمیانه ای نفت و گاز است که آمریکا و انگلیس و متحدان غربی آنها بیش از هفتاد سال است که همچون زالوهائی درحال مکیدن آنها هستند...و مقصود از شهر گلوله سازی درواقع همان کمپانی های معظم تسلیحاتی هستند که حیاتشان قطعاً به نفت وابسته است!    
درحقیقت از این دیالوگ اینگونه برداشت می شود که؛  
"حیات ابلیس به بقای آمریکا، و بقای آمریکا به سرنوشت جنگ، و سرنوشت جنگ نیز به نفت وابسته است!"    

ج -2) در قسمت دیگری از سخنرانی ایمورتون جو به پیروانش می گوید؛ 
"...و درود می فرستم به جنگجویان نیمه جانم، کسانیکه با من تا ابد در بزرگراههای والاها رانندگی می کنند..."  
مقصود از جنگجویان نیمه جان(Half Life) در واقع اشاره به همان شیطان بچه ها(شیطانک ها) است که در یک مفهوم انتزاعی موجوداتی پدیدآمده از ازدواج بین غیرارگانیک و ارگانیک(جن و انس) است و در مفهومی دیگر بعنوان همان شیطان درون یا شیاطین گماشته شده بر انسانها در نظر گرفته می شوند!      
ایمورتون جو در نظر این "جنگجویان نیمه جان" یک پیر و مراد است و همراهی نمودن ایمورتون جو در بزرگراه های "والاها" برای آنها درحکم یک رویا و آرزوئی دست نیافتنی است!!!...     
و اما والاها (که بی شباهت به کلمه "بالاها" نیست) در عرفان شیطانی به معنای همان عوالم بالا و جایگاهی روحانی است. این واژه (والاها یا والهالا) در فرهنگ فرقه ها و مذاهب موجود در کشورهای اسکاندیناوی نیز رایج است.   
مفهومی که از این دیالوگ برداشت می شود به مخاطب می گوید؛       
"ابلیس برای رسیدن به مقاصدش درواقع فرزندان، یاران و هم پیمانان خود را نیز می فریبد و به دروغ به آنها وعده همراهی و همنشینی در مراتب عالیه را می دهد!"

ج -3) ایمورتون جو در بخش پایانی نطق خود خطاب به انسانها می گوید؛
"...من نجات دهنده شما هستم، و شما با دستان من از خاکسترهای این دنیا برمی خیزید..."   
این دیالوگ اشاره به این موضوع دارد که ابلیس مدعی است که حیات انسانها به آب بستگی دارد و او کنترل آب را در اختیار خواهد گرفت!              
همچنین در همین سکانس ما جامعه انسانی را در اشکال ظاهری بسیار رقت انگیز و دردناک مشاهده می کنیم که از ایمورتون جو طلب آب می کنند که این صحنه خود می تواند گویای صورت باطنی انسانها و جامعه جهانی در آخرالزمان باشد که خواسته یا ناخواسته و دانسته یا نادانسته در طرق مختلف به ابلیس و دستاوردهای شیطانی او در قرن بیستم وابسته هستند!!!       

(شخصی گفت: آب که جای خود دارد، ملت ما اگر یک روز خط تلگرام، اینستاگرام و شبکه GEM قطع باشد از این وضع رقت انگیزتر به ابلیس التماس می کنند!!!!!)